X
تبلیغات
:: قابــی به وسـعـتِ ضــربان ِ زمــان ::

:: قابــی به وسـعـتِ ضــربان ِ زمــان ::

همــــه دنبال ادعــا رفتند.خداجونم ,تو که باشی برای من کافیـسـت چه نیازی است؟هـــیـــچ کس هـــــا را

التماس دعــــــــا رفقا!

رجب نهر فى الجنه اشد بياضا من اللبن و احلى من العسل فمن صام يوما من رجب سقاه الله من ذلك النهر.

امام كاظم عليه السلام فرمود:

رجب نام نهرى است در بهشت از شير سفيدتر و از عسل شيرين‏تر هركس يك روز از ماه رجب را روزه بگيرد خداوند از آن نهر به او مى‏نوشاند.


++اینجا یک نفر پشت خنده هاش یه غمی داره!قول بده واسش دعا کنی!

++خدا به موقع میرسه!شک نکن!



+شاید نباشم رفقا !مواظب خودتون باشید!!!


خدا بزرگ ,خدا مهربان,خدا خوب است.

تو خوب هستی و من خوبم و هوا خوب است.


دلم اگرچه شکسته,اگرچه بیمار است.

ولی به عشق تو چون هست مبتلا,خوب است.


مریض عشق تو هرگز شفا نمی خواهد

چرا که درد اگر بود بی دوا ,خوب است


مگو"که درد و بلایت به جان من بخورد"

به راه عشق,اگر درد,اگر بلا خوب است.


خوشم به خنده,به اخم و گلایه ات زیرا

هر آنچه می رسد از جانب شما خوب است.


*دکتر محمود اکرامی

[ شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392 ] [ 9:25 PM ] [ حا نیه ] [ ]

مهندسی دکتری!!!

به نام خدا:



شما هم با این دکتری هایی که ما اون بالا از خودمان تجویز کردیم موافقید؟؟؟

اهمممم..اههمم..ساکت باشید بچه های خوبی باشید..بازم از این فلوچارت ها براتون میکشم!


++اصن مهندسی معکوس رو میبینی حال میکنی!!!(Re engineering)

+++ روحیه لطیفمان به ما اجازه نداد در رشته پزشکی تحصیل کنیم..مدیونی اگه فکر کنی میرفتم تجربی نمیتونستم خانوم دکتر بشم..حالا با یه مشته صفر و یک دکتری میکنیم براتون


++++نظرات موافق و مخالف و جمع کنید..ما مث دکترا صبور نیستیم زیادی!!!!

[ شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392 ] [ 9:1 PM ] [ حا نیه ] [ ]

مداد رنگی

به نام حضرت دوست"


اعتراف میکنم نقاشیم هیچوقت خوب نبود..همه نقاشی هام خلاصه میشد تو یه خونه مربعی با یه سقف مثلثی با یه لامپ دایره ای شکل که همیشه روشن بود..زرد پر رنگ..


یه سری درخت که میوه هاش همیشه گیلاس بود..ترکیب قرمز و سبز قشنگ میشد..


خورشید که همیشه از پشت کوه ها چشمک میزد..گل که همیشه تو باغچه بود..آسمون که همیشه آبی بود!


فقط نمیدونم چرا؟همیشه هوا ابر بود؟همیشه بارون میومد تو نقاشیام! یعنی میشه هم خورشید باشه هم ابر..هم بارون؟

حالا..نمیدونم چرا نقاش خوبی نشدم؟اما


هنوزم چندتا از اون مدادرنگی هام مونده! واسه خاطر یه دل کوچولو یادمه یه نقاشی کشیدم که به عمرم واسه خودم نکشیده بودم!

میگم آدم واسه دل کوچیک بچه ها چه کارا که نمیکنه!!!!


**********

پ.ن1:به نظرت من چه رنگیم؟؟؟اگه فقط یه جعبه مدادرنگی 6 رنگه داشته باشی!منو چه رنگی میکشی؟


پ.ن2:واسه خاطر دلهای کوشولو آدم هر کاری میکنه!حتی اگه چادرتو همون موقع اتو کرده باشی..ولی نگاه

 شیرین یه جوجه کوچولو از تو بخواد توپشو از زیر ماشین بیاری, حاضری زانو بزنی تو خاک توپشو واسش بیاری


پ.ن3:هیچ وقت نیگا به دیگران نکن!ببین دلت چی میگه؟!!! باشه؟؟؟همرنگ جماعت شدن همیشه هم خوب نیست! 


"عطــــر شعـــــر"
[ شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392 ] [ 8:6 PM ] [ حا نیه ] [ ]

عطر

به نام اونی که آخرشه!


از بعضی جاها که میگذری..انگار چند ثانیه قبلش یه رهگذری از اونجا رد شده که هنوز عطر خوشش تو فضا پیچیده!


انگار بعضی رد پاها عطر دارن!


یا گاهی که وارد آسانسور میشی!انگار چند دقیقه قبلش یه نفر با یه عطر آشنا سوار بوده و پیاده شده!


همیشه دیر میرسم!


وقتی میرسم که فقط عطرشون مونده!خودشون رفتن!


********

+++بعضیا تو ذهن من مث همین عطر خوش میمونن...ردپاشونو که تو دلم دنبال میکنم فقط به همون عطر خوش همیشه آشنا میرسم!


++همیشه دلم میخواد فقط چند دقیقه زودتر برسم!شاید صاحب اون عطر آشنا رو پیدا کنم!


+دلم خوشه به همین عطر آشنا!



"عطــــر شعـــــر"
[ شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392 ] [ 7:37 PM ] [ حا نیه ] [ ]

هویجوری:دی

به نام او"


خب حالا هویجوری دلمان میخواد امشب یه پست چندگانه بزاریم.

یه تنوعی تو این قاب ایجاد کنیم

+اصن بزار خوانندگان این وبلاگ هم بفهمن!ما وقتی زیادی درس میخونیم کمی تا قسمتی ابری!خل و چل میشیم,دیگه دست خودمون هم نیست.دست این بزرگ دانشمندان رشتمونه که به قول استاد عزیزمون,همشون آخر و عاقبت دیوونه شدن!


++خب به حول و قوه الهی ما سعی میکنیم ,استعدادمون رو جای دیگری خرج کنیم که دیوونه نشیم.


"عطــــر شعـــــر"
[ شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392 ] [ 2:23 AM ] [ حا نیه ] [ ]

آرزوهای خوب خوب

به نام اونی که آخرشه


سلاممممم


پاشو!! بدو بدو امشب! اصن دیر بجنبی از دستت میره ها!!!

به به!ببین چه شب قشنگیه! خدای مهربونی داریمااا! هی واسمون بهونه درست میکنه بریم سمتش!

ازش بخوایم آرزوهامونو! صدامونو دوس داره! اصن آرزوهامونو دوس داره! خوشش میاد  هی بنده هاش بیان سراغش,هی بهش بگن اینو میخوام اونو میخوام!

چقدر بیشتر دوس داره,بهش بگی خدایا ته قلبم چند نفرند !اول دلم میخواد آرزوهای اونا رو برآورده کنی!

اصن مگه نه اینکه دعا با یه زبونی که باهاش گناه نکردی حتما اثرش بیشتره؟

امشب در گوش خدا اسم کسایی که دوسشون داریو بگو..

خدایا بیا !

نه راستی!اشتباه شد !خدا که همیشه هست!من باید بیام جلو!

حالا اومدم.گوشتو بیار خدای من!

ببین خدا!من هیشی فعلا واسه خودم نمیخوام!دستامو دیدی به سمتت اومده!خالی ردش نکن!

بزار فک کنم حالا که کاری از دستم برنمیاد در اکثر مواقع,حداقل میتونم دعا کنم و فکر کنم که تو گوش میدی!


خداجونم ممنونم که من با بهونه دوست دارم ولی تو بی بهونه دوستم داری!

ممنون که هوامو داری!

ممنون که اجازه میدی زندگی کنم!

ممنون که آدمای خوبی تو زندگیم دارم!

ممنون که رفیقای خوبی دارم!

ممنون که هستی!و نمیزاری کم بیارم!

ممنون...ممنون..ممنون..ممنون..خییییییییلییییی ممنون که یه چیزاییرو ندادی بهم..حالا میفهمم دوستم داشتی شدید.!

++++++++

++یا علی...مهمون خونه دلم بودین همه تون جدا جدا و تک تک..اصن یه کاری!بیاین ایمیلاتونو بزارین من داشته باشم.یهو گمتون نکنم


+++هرکی با خدا قهر کرده یالا پاشه روی ماه خدا رو ببوسه!بگه ببخشید!!شیرینی مام فراموش نشه!


++++ما که امروز سعادت نداشتیم روزه بگیریم!جسم مان یاری نکرد!هر کی گرفته!قبول باشه!



++++اوفففففف پست طولانیه..ادامه مطلبم خودش یه پست دیگه س اصن یه وضیی!



"عطــــر شعـــــر"
[ جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392 ] [ 2:43 AM ] [ حا نیه ] [ ]

هر عنوانی دوس داری واسش انتخاب کن!مهم نیست!

بیــــــــــــــــــدارم و خوابم نمیبره!


+حال خوابیدن هم ندارم..ای بابا!!! 

++ یکی یه دهن آواز بخونه!بلکه ما بخوابیم...!!

+++خدایا پاشو بریم قدم بزنیم! من و تو تنهایی بریم!حالا که همه خوابند!

++++صدای گنجیشکا رو از پنجره اتاقم میشنوم.

+++++صبح به خیر!

[ سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392 ] [ 5:56 AM ] [ حا نیه ] [ ]

نگاه!!!

به نام اونی که آخرشه....


سلام..


امروز این هوای ابری بارونی هیی ما رو ترقیب میکرد بریم از خونه بزنیم بیرون!بلکه بارونی بیاد خیس بشیم..بوی خاک بارون خورده هی ما رو قلقلک بده ..الان بوی نمش داره میاد!

صدای رعد و برق هم یه جورایی خوبه!دوست دارم!


در راستای حال و هوای این روزهایمان!دلم اینقد هوای ماه رمضون میکنه که نگووووو! اصن دلم میخواد از الان خودمو واسش آماده کنم که اگر عمری بود..ماه رمضون خوب تری از سالهای پیش تجربه کنم!

پکیج برنامه ماه عسلو دارم!بعضی وقتا نگاهش میکنم!حالم خوب میشه!

یه فایلی در ادامه مطلب میزارم هر کی ذوس داشت بخونه!من که این دختر و شخصیتشو خیلی دوس دارم! حرفاش حالمو خوب میکنه:شاید حال شما رو هم خوب تر کنه...


اینکه آدم میتونه تو اوج خوشی یهو ناخوش بشه یا تو اوج ناخوشی از ذره ذره لحظه هاش احساس شادی کنه!

اینکه یک لحظه این دختر رو با خودم مقایسه کردم.دیدم چقدر قدرناشناس لحظه های زندگیم هستم!

از همه حرفاش این جمله ش خیلی به دلم چسبید..

"آدم تو تنهایی خودش با خدای خودش بزرگ میشه,چند سانتی قد میکشه"

+++++++++++++++


+من اینروزها بیشتر دوست دارم قد بکشم!

++حقیقت زندگی ثمره کمالیان, و یکی از درداش برای خوابیدن صد ساله امثال من کافیه!

+++این پست فلاش بکیه به ماه رمضون سال 88

++++مخاطب این پست قطعا خودم هستم!اونایی که بُلد شده واقعا برای من جای تفکر داشته!

+++++برای این پست وقت زیادی گذاشتم!یکم طولانیه..خواهشا هرکس حالشو نداره سرسری نخونه!

++++++این پست و این حرفا حالمو خوب میکنه! میخوام تا فرصت دارم تا هستم تا تصادفی رخ نداده به خودم بیام! رو در اتاقم بنویسم خدایا دوست دارم!نگاهتو از من نگیر


++++++من عاشق نگاه قشنگم نه چشمای قشنگ!حتی اگه بگی شعار باشه!


*برداشت از این مطلب کاملا آزاده!




"عطــــر شعـــــر"
[ شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392 ] [ 2:5 AM ] [ حا نیه ] [ ]

حس خوب!

همیشه دلم میخواست تو هلال احمر عضو بشم!

نمیدونم چرا نشد؟؟!!



+به هر حال مهم اینه که کمک هاشون منت نداره!دمشون گرم! روزشون مبارک!


+دست هایی که کمک میکنند؛از لب هایی که دعا می کنند!مقدس تر هستند!!


++بد نیست به این لینکه یه سر بزنیم!شاید یه کار کوچیکی از دستمون بربیاد!

+++خدمت بی منت را عشق است.......!



"عطــــر شعـــــر"
[ پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 2:17 PM ] [ حا نیه ] [ ]

آرامش از دست رفته

بعضی از کارا اینقد به دل آدم میچسبه..وقتی یه نفر به آدم انگیزه میده !وقتی آدمو برمیگردونه سمت خودش!


انگار وقتی آدم برمیگرده به خودش مراجعه میکنه؛متوجه یه چیزایی میشه که قبلا ازشون به راحتی عبور کرده!

مث منکه احساسم بهم میگفت:کارای روز مره منو از اون بالایی تاحدودی دور کرده..

این فاصله رو بزار اینطوری تعریف کنم..


که روی قرآنم که روی میز اتاقمه خاک نرمی نشسته بود.همونی که شبی دوصفحه ش آرامش دلم بود..


که همون چادر نماز خوشگله م همون که سفیده و توپ توپ آبی و زرد داره .چند وقتیه تو همون سجاده م که نقش ونگار اصفهانی داره,تا خورده و دست نزده باقی مونده بود..همونی که دوسال پیش گذاشته بودمش تو چمدون و با یه عشقی راهی حرم امام رضا شده بودم!


که دعای ندبه ای که تو گوشیمه با صدای دلنشین همون کسی که دعای عهد میخونه,خیلی وقته بین فایل ها و بازیها و برنامه های گوشیم گم شده بود و صداش درنمیومد..


که یادم رفته بود آخرین باری که حرم رفتم!واسه یه مادربزرگ مهربونی که میخواست زیارت بخونه!زیارتنامه خوندم و دعایی که واسم کرد چقدر شیرین بود! که مادر الهی سپید بخت و عاقبت به خیر بشی!و من چقدر این دعا به دلم چسبیده بود!


که یادم رفته بود یکی اینقد هوامو داره!نمیدونم بگم بی بهانه,با بهانه؟! دستمو سفت گرفته تو دستش..نمیزاره این چندماه که به نظرم طولانی تر از یک عمر برام گذشت!طولانی تر بشه ...


خداجونم !قلبم به آرامش نیاز داره...میدونم که اینجایی!لالایی بخون برام خوابم ببره....!

++++++++++


+بعضی وقتا آدم با یه نفس مصنوعی کارش راه میوفته!دیر که دست به کار بشی..یهو کار به احیا و ماساژ قلبی و شوک و اینا میرسه!..مواظب قلبت باش..!قلب مرده قلبیه که خدا توش نباشه!دعا کنیم خدا تو قلب هامون نمیره!


++عاشق صداقت بچه هام..وقتی بهشون میگی چندتا دوستم داری؟راستشو میگن!

بیاین بچه باشیم به هم راست بگیم چندتا همو دوس داریم؟!


+++یه چیز کوچیک خوب اینه که وقتی بین خواب و بیداری!یکی بیاد پتو رو بندازه روت!به بقیه بگه:هیسسس!خسته س..بزارید بخوابه!

خدایا لطفا پتو ... !  



"عطــــر شعـــــر"
[ سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392 ] [ 10:50 PM ] [ حا نیه ] [ ]

باور!!!

شمایی که پشت تلفن,با یه نفر که میشناسیش بد حرف میزنی!

اصن همون بهتر که شخصیت خودتو نشون میدی!


+++ما چیزی به هم بدهکار نیستیم.اما یه روز گذرمون به هم میفته.ما که اهل تلافی نیستیم ولی شما شرمنده میشی!


+++وقتی به یه نفر میگی چته؟! یعنی حواسم بهت هست! تو برام مهمی! یعنی نزدیکتم.یعنی حال خوب و بدت برام اهمیت داره!


+++وقتی دور میشی انتظار نداشته باش نزدیک بمونم..کنار نمی رم اما بی تفاوت میشم.


+++رفاقت پس به چه درد میخوره وقتی روزای ناخوشی هم کنار هم نیستیم.!؟



+++من از رفیقم گله دارم!به خودشم گفتم.!(این بند مخاطب خاص دارد!)


"عطــــر شعـــــر"
[ یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 5:11 AM ] [ حا نیه ] [ ]