کافی است انار دلت ترک بخورد!
عنوان رو به این خاطر انتخاب کردم که آب انار خیلی دوست دارم! شعر صد دانه یاقوت کتاب سالهای دبستان رو هم خیلی دوست داشتم! اشتباه نکنم, سروده ی مصطفی رحماندوست بود!این شعر عرفان نظرآهاری رو هم با این عنوان خیلی دوست دارم!"کافیست انار دلت ترک بخورد....
حرف از دوست داشتنی هاست!..دل آدمیزاد هم اناری رنگ است و به گمانم دوست داشتنی! فکر کنم شباهت دل و انار زیاد است..دل هم انگار انار ِدرون ِ ماست!..باید زیادی مواظب هردو باشی! که مبادا از دستت بیفتد و پخش و پلا شود...امان از وقتی که برود قِل بخورد ودور شود از دست صاحبش!و آدم هعی حسرت بخورد که بهشتی را که از بچگی در گوشش گفته اند و آن در پی بلعیدن یکی از آن دانه ها بوده است را از دست داده ...
درِ گوش ما که میگفتند! مواظب دانه های انار باشید,انار میوه ی بهشتی است.
من میگویم دل هم از آن میوه های بهشتی است!
باید مواظب بود از دستت نیفتد! اگر افتاد خرده هایش را با دقت باید به هم بچسبانی!طوری که کسی نفهمد دلت را بند زده ای! و اگر جریان ِ آب و باد بر خلاف ِ مسیر تو ,دلت را با خودش برد!آنوقت آنقدر بدوی..آنقدر بدوی تا دلت را پس بگیری ...برسانیش به دست صاحب اصلی اش!
این دل ,همین تپنده ی اناری رنگ ِ بازیگوش که گاهی به خطا می رود..گاهی به خطا میبرندش..چه خوب است دستِ آخر برگردد به اصل ِ خویش...
هر کس این اصل را خودش باید معنا کند...
+ خدا گفت:
راز رسیدن فقط همین بود...
کافیست انار دلت ترک بخورد!.......
-------------
پ.ن1:افتخار پیدا کردیم در جمع یکسری دوستان خوش ذوق و باسلیقه در زیر سقف پاراگراف آبی کمی بنویسیم!تولد وبلاگ پاراگراف آبی بهانه ی خوبی است که داستانهای کوتاه روزانه را با طعم دوستان آبی ِمن بخونید! شروع جدید و نوئی خواهد بود!
به امید خدا..من یکشنبه ها ظهر در وبلاگ گروهی پاراگراف آبی خواهم نوشت!
پ.ن2: لوگو پاراگراف آبی رو گذاشتم تو وبلاگ و لینک متنی نوشته هام رو هم به تدریج میگذارم ..و من الله التوفیق
* اولین داستان من در پاراگراف آبی>صبح ِقندعسلی
پ.ن3: این آقای علیرضا شیرازی هم آخر سر با این بلاگفاش ما رو دق میده! باز دوباره کد کامنت برای بعضی وبلاگا خراب شده! به گمانم وب منم همینطور شده!



.gif)


















